نه گچی مانده بود و نه اژدهایی!

9 ژانویه 2019

«همین‎جا بود که بهمن را اژدهایی بلعید و او قلمرو پادشاهی خود را به دخترش، همای داد و «آنتیگون یک چشم» با «یومنس» اینجا بر سر جانشینی اسکندر جنگید!»

عمو نوروز با لحنی حماسی این جمله‎ها را گفت و مانند نقال‎ها چوبدستی‎اش را در هوا تکان داد.

«یک اثر تاریخی یا یک بنا باید آن‎قدر ارزشمند باشد که بتواند وارد افسانه و داستان‎ شود.» اما آن‎گونه که عمو نوروز می‎گفت، تمام ارزش دیرگچین در این افسانه‎ها خلاصه نمی‎شود. «ابن حوقل» و «اصطخری» از جغرافیدانان مشهور در کتاب‎هایشان از این کاروانسرا نام برده‎اند و «خواجه‎نظام‎الملک طوسی» توصیف دیرگچین را در «سیاست‎نامه» خود آورده است. بماند که مسافران بسیاری هم از جمله «ابودُلف» شبی پرستاره را در این کاروانسرا سپری کرده‎اند.

مشتاق بودم بدانم بانی ساخت این کاروانسرا که بود و چرا «گچین» می‎نامندش. اما آنقدر سرگرم عکاسی بودم که فراموش کردم از عمو نوروز بپرسم، تا اینکه یکی از همسفران با تعجب گفت: «اینجا چقدر شبیه مساجد چهارایوانی است!» عمو نوروز که داشت ما را به سمت یکی از دالان‎ها می‎برد، پاسخ داد: «درست می‎گویی! اما چه از نظر شیوه معماری و چه منابع مکتوب، ساخت این کاروانسرا را متعلق به دوره ساسانی می‎دانند.»